دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

دی ۱۲، ۱۳۹۰



دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و  یا شاید هم
 98.2 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاههای تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور "حماسی" مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.
انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروههای سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.
ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری و تحقق انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد.  پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای است اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.
لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی  نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان  سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروههای سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات  زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.
همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله بگیرند و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش گرفته و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.

1- در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس ahmadsaidi8808@gmail.com ایمیل نمایید.

2- اسامی وبلاگ های امضا کننده بیانیه: 
2-      وبلاگ افکار فردا http://myv3ewinsky.blogspot.com/
3-      وبلاگ امید فردا  http://omidfardadk.wordpress.com
4-      وبلاگ آدام اولوشن  http://evolution-adam.blogspot.com
5-      وبلاگ آرام نامه  http://araaamnameh.wordpress.com
6-      وبلاگ آرمان سبز http://armaanesabz.blogspot.com
7-      وبلاگ تهیرو http://tohirow.wordpress.com
8-      وبلاگ جنبش سبز و زیبا http://sabzoziba.blogspot.com
9-      وبلاگ جینگیلیمستان http://jigilimaston.blogspot.com
10-   وبلاگ چه باید کرد؟  http://green-khoramdin.blogspot.com
11-   وبلاگ خورشید سبز http://greensun88.blogspot.com
12-   وبلاگ خیزش  http://khizesh2009.blogspot.com
13-   وبلاگ درویش  http://darvishshirazi.persianblog.ir
14-   وبلاگ رنگ سبز  http://salamsabbz.blogdoon.com
15-   وبلاگ ساغر http://saghhar.wordpress.com
16-   وبلاگ سبزه زار http://sabzezaran.blogspot.com
17-   وبلاگ سرنامه (ارژنگ هدایت)  http://sarnameh.wordpress.com
18-   وبلاگ سکولاریسم (ایمان خبازی)  http://imankhabazi.wordpress.com
19-   وبلاگ سی خرداد http://www.mehdimixer.blogspot.com
20-   وبلاگ سیامک فرید  http://belgiran.wordpress.com
21-   وبلاگ علیرضا رضایی  http://alirezarezaee1.blogspot.com
22-   وبلاگ فصل آگاهی (احسان سلطانی) http://www.fasleagahi.info
23-   وبلاگ کلاغ سیاه قصه های دور (ابراهیم مهتری) http://yuyop.blogfa.com
24-   وبلاگ گاه نوشته های  آکریم  http://akarim8808.blogspot.com
25-   وبلاگ گاه نوشته های آلفرد http://1freedomseeker.wordpress.com
26-   وبلاگ گل گاوزبان http://golegavzaban.wordpress.com
27-   وبلاگ محسن موسوی http://mohsenmousavi.blogspot.com
28-   وبلاگ مخلوق http://www.makhlough.blogspot.com
29-   وبلاگ مرثیه‌های خاک (آرش بهمنی)  http://arashbahmani61.blogspot.com
30-   وبلاگ مصائب آنا http://passionofanna.wordpress.com
31-   وبلاگ ملودی http://melodi-not.blogspot.com
32-   وبلاگ مهدی سحرخیز http://onlymehdi.saharkhiz.net
33-   وبلاگ میرعلی سبزینه  https://miralisabzineh3.wordpress.com
34-   وبلاگ میزان قلم  http://www.mizan2.ghalam.org
35-   وبلاگ نسیم آزادی http://nasimeazadi.wordpress.com
36-   وبلاگ نوشته های فرخ توازن  http://www.tavazon.blogspot.com
37-   وبلاگ نیا http://brabt.blogspot.com
38-   وبلاگ همبستگی با زندانیان سیاسی http://www.hambastegi83.blogspot.com
39-   وبلاگ وارش  http://varesh-tika.blogspot.com
40-   وبلاگ ورق پاره های زندان  (امیر رشیدی)  http://tornpapersofprison.blogspot.com
41-   وبلاگ یادگاری  http://illia-z.blogspot.com
42-   وبلاگ 777   http://777vvvv.blogspot.com
43-   وبلاگ بند 209        http://www.2vominband209.blogfa.com
44-   وبلاگ آینه  http://ayeneh50.blogspot.com
45-   وبلاگ کابوک  http://kabouk.wordpress.com

46-    وبلاگ رهایی http://rahai6.blogspot.com

47-   وبلاگ حقوق ایرانیان http://iranianrights.com

48-   وبلاگ خورشید نشان http://khorshidneshan.blogspot.com

49-   وبلاگ نگاه دوباره http://negahedobare.wordpress.com
50-   وبلاگ تحریم انتخابات  http://tahrimentekhabat.blogspot.com
51-   وبلاگ دروغ  http://doruq.blogfa.com
52-   وبلاگ وصیت نامه http://vasiatnameh.com

53-    وبلاگ جمعیت دمکراسی خواهان ایران http://mehdidadashzadeh.blogspot.com

54-   وبلاگ هرمان http://yekmagnat.wordpress.com

55-    وبلاگ سارا زرکوب http://sarazarkoob.wordpress.com/
56-   جامعه وبلاگ نویسان سبز http://greenbloggercamp.wordpress.com

57-   وبلاگ کاک هیوا   http://www.kak-hiwa.blogspot.com/
58-   وبلاگ احمد باطبی http://www.ahmadbatebi.com

59-   وبلاگ اندیشه http://aandishehh.wordpress.com

60-   وبلاگ پیام ایران  www.saateiran.blogspot.com
61-   وبلاگ اعلامیه سبز http://elamienews.wordpress.com
62-   وبلاگ آرش ناجی http://2000azadi.blogspot.com
63-   وبلاگ زندانی به وسعت ایران http://alvanalipour.blogsky.com/

64-   وبلاگ مرکز پخش فیلتر شکن http://hpip.blogspot.com

65-   وبلاگ انفجار سبز http://greenbigbang.blogspot.com

66-   وبلاگ فریاد آزادی http://minoomehr.blogspot.com
67-   وبلاگ مجله خبری افشاگران https://efshanews.wordpress.com
68-   وبلاگ ایران سبز http://siamakraf.blogspot.com
69-   وبلاگ راه سبز ایران http://rahsabziran.wordpress.com

70-   وبلاگ جنبش سبز مشهد http://jsm1388.blogspot.com
71-   وبلاگ حاشیه ای بر متن اصلی http://hashiehmatn.blogspot.com
72-   وبلاگ ترانه های سبز http://tranehayesabz.blogspot.com

73-   وبلاگ خود نوشته های یک سایکوز http://abkenari.blogspot.com
74-   وبلاگ شباهنگ http://shab-ahang.blogspot.com
75-   وبلاگ همایون نادری فر http://www.h-naderifar.blogspot.com

76-   وبلاگ احمد نورمحمدی https://anourmohammadi.wordpress.com
77-   وبلاگ ما بیشماریم http://greenvictory-2009.blogspot.com
78-   وبلاگ به سوی آزادی http://freedomvatan.blogspot.com

79-   وبلاگ سبز یعنی وطن http://i-sabz-yaani-watan.blogspot.com
80-   وبلاگ نرگس توسلیان http://nargesstavassolian.blogspot.com
81-   وبلاگ نجوای آزادی http://www.kav3h.blog.com/
82-   وبلاگ بابک ق http://vubabak.blogspot.com
83-   وبلاگ تفنگت را زمین بگذار http://victor-v27.blogspot.com
84-   وبلاگ چه باید کرد http://ahmadnour.blogfa.com
85-   وبلاگ پاییز (محمد رضا اسکندری) http://payieez.blogspot.com
86-   وبلاگ خبرنگاران مستقل https://independentjournalists.wordpress.com
87-   وبلاگ بمانی http://bemanni.blogspot.com
88-   وبلاگ خاشاک http://khaashaak.blogspot.com

89-   وبلاگ رامتین  http://happalblog.blogspot.com

90-   وبلاگ آزادی برای ایران(جودی)  http://asghar-joudi.com

91-   وبسایت اخبار 365 روز http://my365news.com
92-   وبلاگ ما بیشماریم http://green7move.blogspot.com
93-   وبلاگ پیام آزادی http://payameazadi.blogfa.com

94-   وبلاگ شازه http://shazeh.wordpress.com

95-   وبلاگ ما بنکی ها http://banaky.wordpress.com

96-   وبلاگ محشا http://mohasha.blogfa.com

97-   وبلاگ ترنج http://mehran77777777.wordpress.com

98-   وبلاگ مسیر سبز https://greennpath.wordpress.com

99-   وبلاگ نوشته هایی از تبریز https://tabriz26.wordpress.com

100-           وبلاگ زنده باد کردستان http://akbarkurdistan.blogspot.com

101-           وبلاگ در خوابهای من http://breeziha1.blogspot.com

102-           وبلاگ حق مسلم ما http://haghmosalamma.blogspot.com

103-           وبلاگ راه حقیقت http://nimaganjfar.blogfa.com
104-           وبلاگ کتاب سنج http://ketabsanj.blogspot.com

105-           وبلاگ تار عنکبوت  https://ircobweb.wordpress.com
106-           وبلاگ فیلتر شکن سبز http://www.azadsabz.tk/
107-           وبلاگ فریاد http://bahrampartovi.wordpress.com
108-           وبلاگ ایران من http://www.iraniraneman.blogspot.com
109-           وبلاگ دست نوشته های دیپلمات پیشین احمد ملکی http://ahmadmaleki.blogspot.com

110-           وبلاگ پندار(وحید احمد فخر الدین) http://vahidahmadfakhrodin.blogspot.com
111-           وبلاگ تحریم انتخابات http://tahrimeentekhabat.blogspot.com

112-           وبلاگ دموکتاتوری http://ashoob88.wordpress.com/
113-           وبلاگ آزادی ایران http://azadieiran2.wordpress.com

114-           وبلاگ کافی شاپ سبز:  http://greencoffeeshop.wordpress.com











فرصت نوشیدن جام زهر رو به پایان است

آذر ۰۳، ۱۳۹۰

کشتی سیاست ایران به گل نشسته است. فوران حماقت در دستگاه دیپلماسی، تنها مهره های معدودی در صفحه شطرنج سیاست برای ایران باقی گذاشته است و در مقابل، حریف، هم مهره هایش را به تمامی حفظ کرده است و هم به لطف بازی نابخردانه ایران، دستش برای تحرک و مانور کاملا باز است. 

 اوضاع پیش آمده امر غریبی نیست و وقوع آن کاملا قابل پبش بینی بود. کافی است کمی به عقبتر برگردیم و بحث های چند سال پیش را مرور کنیم. درست در زمانی که گفتگو و انعطاف در برابر جامعه جهانی به ضعف و وادادگی تعبیر می شد و لجبازی و دهن کجی به دولت های خارجی به عنوان اقتدار و استقلال تبلیغ می گردید، کارشناسان نسبت به این روند پوپولیستی هشدار می دادند و اکیدا توصیه می کردند که  دستگاه سیاست خارجی ایران باید به نحوی عمل کند که مانع از اجماع دولتهای خارجی علیه ایران شود و باید به هر نحوی جلوی ارجاع  پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت را گرفت.  اما  نورسیدگان عرصه سیاست که حمایت رهبر حکومت و نهادهای نظامی و امنیتی را در جیب سمت راستشان و دلارهای نفتی را در خورجین سمت چپشان داشتند،  با خونسردی توام با حماقت و لجبازی می گفتند که حتی اگر پرونده ایران به شورای امنیت برود هم اتفاق خاصی نمی افتد و هشدارهای کارشناسان نسبت به ارجاع پرونده به شورای امنیت را ناشی از ترس و ضعف در برابر قدرتهای جهانی قلمداد می کردند.   لذا به جای تدبیر کردن  و کار کارشناسی بر روی پرونده هسته ای ایران، این موضوعات را  وارد بحث های سطحی روزمره نمودند تا خوراک سخنرانی های ریس دولت کودتا را فراهم کنند.  او نیز که در دو دوره ریاستش کمتر تصمیم خردمندانه ای گرفته است با بی خردی هر چه تمام‌تر تلاش کرد که قضیه  انرژی هسته ای را تا سر حد یک شعار انتخاباتی تنزل دهد.  نتیجه آنکه وقتی احمدی نژاد در مقابل قطعنامه های پی در پی شورای امنیت قرار گرفت بدون آنکه صادقانه با مردم از عواقب چنین قطعنامه هایی بگوید بر همان طریق بی خردی به سبکی غیردیپاماتیک خطاب به اعضای شورای امنیت گفت "آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود". به این ترتیب پرونده انرژی هسته ای از امری کارشناسانه به امری حیثیتی و پوپولیستی تبدیل شد که نمودش شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" بود. شعاری که دیگر مدتهاست از آن خبری به گوش نمی رسد. و بیچاره مردمی که به دنبال ماشین رییس دولت کودتا دوانیده می شدند تا التماس نامه هایشان برای درخواست وجوه نقدی را به وی برسانند و هم‌نوا با شعارهای تریبون دولتی،  از سیاست های هسته ای حکومت دفاع کنند بی آنکه بدانند که چه سرنوشت شومی در انتظارشان هست.

اما حالا دیگر به لحظه های آخر بازی شطرنج نزدیک شده ایم. حلقه های محاصره علیه ایران تکمیل شده است. اجماعی عظیم و عجیب علیه ایران در جامعه جهانی شکل گرفته است. قطعنامه های پیاپی و متعدد با رای اکثریت ملل دنیا بر علیه ایران تصویب می شود.  سایه  باروت جنگ از یک سوی و  طاعون تحریم ها از سوی دیگر بر رخدادهای آتی ایران سنگینی می کند.  ایران در ضعیف ترین وضعیت ممکن قرار گرفته است و بسان توپی بین قدرتهای جهانی دست به دست می شود. در این شرایط، اگر چه دیگر خبری از آن شعارها ی تند و تیز دولتمردان ایران نیست اما هنوز هم شاهد بازگشت عقلانیت به عرصه سیاسی ایران نیستیم. حتی گاه به نظر می‌آید که حکومت منزوی ایران بی توجه به منافع ملی، از وضعیت پیش آمده  استقبال نموده و چه جنگ و چه تحریم را وسیله ای برای تحکیم پایه های قدرت و جبران عدم مشروعیت داخلی اش ارزیابی می کند. اما کاملا واضح است که این شیوه نه تنها  کمک چندانی به بقای حکومت ایران نمی کند، بلکه متاسفانه پیامدهای بسیار ناگواری را برای مردم ایران به همراه خواهد داشت و کشور را درگیر تحولاتی زیانبار و غیرقابل بازگشت می کند.

خلاصه آنکه یکی دو حرکت دیگر به مات شدن حکومت ایران بیشتر باقی نمانده است. هنوز هم می شود جام زهر را نوشید و کشور را از افتادن در ورطه جنگ و تحریم های بیشتر نجات داد. منتهی، نوشیدن جام زهر،  هم  دل و جراتی می خواهد که حماقت مستتر در سیاست های  گذشته را پذیرفت، هم عقل و تدبیری می طلبد که خسارت های پیش رو را دید و هم دستی نیاز دارد که فارغ از فشارهای محفل های قدرت، توان بالا آوردن جام زهر را داشته باشد. متاسفانه هیچ کدام از این عناصر در رهبری حکومت ایران مشاهده نمی شود. از طرف دیگر، افراد واجد درایت و وجدان نیز غالبا از صحنه سیاست و حکومت ایران حذف شده اند و لذا امیدی نیست که شخصی از میان افراد صاحب منصب بتواند رهبری نظام را متقاعد کند که جام زهر را بنوشد.  در واقع، حکومت ایران همانگونه که احمدی نژاد به تصویر کشیده بود قطار بی ترمز و فرمانی است  که رهبران حکومت ایران هدایتش را به عهده گرفته اند و تخته گاز خود را و ملت را و کشور را به عمق دره های  قهقرا  و فروپاشی می برند. باید اندیشید که چه عامل بازدارنده ای می تواند این قطار را از حرکت بازایستاند .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: این مطلب را پیش از این در سایت جرس منتشر نموده ام.

تجربه هایی از انقلاب نافرجام ایران برای مردم مبارز تونس و مصر و لیبی!

آبان ۱۶، ۱۳۹۰


به عنوان عضوی از جنبش سبز ایران، بسیار خوشحالم که خیزش  شجاعانه و متحدانه شما برای احیای حقوق انسانی تان به طلوع درخشان  خورشید آزادی انجامیده است. قبل از به ثمر رسیدن تلاش ها و مجاهدت های تحسین برانگیزتان و در تمام لحظاتی که شما مردم تونس و  مصر و لیبی با عظمت حضورتان به جنگ استبداد رفته بودید، ما در ایران کنجکاوانه و مشتاقانه حرکت شجاعانه تان را دنبال می کردیم و پیروزی تان را به آرزو نشسته بودیم. حالا نیز که نسیم آزادی در سرزمینتان وزیدن گرفته است، نگرانیم که بهار آزادیتان خیلی زود خزان زده شود و استبداد با قامتی نوساز دوباره بر سرزمینتان مستولی گردد.  این نگرانی به خصوص در مورد لیبی بیشتر است چرا که  برخلاف تونس و مصر، بی خردی و فرومایگی حاکمان، موج آزادیخواهی مردم لیبی را با جنگ و خونریزی مواجه نموده است. به غیر از نگرانی از جان آزادیخواهان، هراسان  از این بودیم و هستیم که جنگ و خشونت، نسیم روحبخش آزادی را مکدر به کینه ورزی و انتقام و خشونت کند به نحوی که موج آزادیخواهی از مسیر خود منحرف شود و از ناکجاآباد چرخه استبداد سر برآورد.


لذا حالا که طفل آزادی را در آغوش گرفته اید و سرمست از پیروزی بزرگتان هستید، فرصت را مناسب یافته ایم تا نگرانی های خود را با شما مطرح نموده و از تجربیاتی که خود در انقلابی نافرجام داشتیم با شما بیشتر بگوییم.  

 

نزدیک به سه دهه پیش، ما مردم ایران نیز برای اقامه آزادی و دمکراسی، نظام حاکم را ساقط کرده بودیم و بی آنکه تصویری روشن از خواسته هایمان داشته باشیم، در آرزوهای خود به تحقق "آزادی" در لوای یک حکومت دینی چشم دوخته بودیم. با سو استفاده از همین تصویر ناروشن، در همان ایامی که ما مردم ایران در شعف پیروزی و هیجان روزهای پس از دیکتاتور به سر می بردیم، در آن سوی پرده های مبهم سیاست، ساخت و ساز بنایی تازه بر آوارهای حکومت سابق و بر شانه های ملتی رنجور آغاز گردیده بود. اکنون که به عقب تر باز می گردیم دیگر همه آن خاطره های خوب و شیرین پیروزی از یادها رفته است و جای آن را انبوهی از افسوس و غم پر کرده است. گاهی که شادی و هیجان روزهای انقلاب را مرور می کنیم و غم و افسوس امروزمان را به نظاره می نشینیم، دلهره ای عجیب در دلمان به راه می افتد که نکند انقلاب ایران تنها یک بازی بوده باشد برای فریب مردمان، برای دزدیدن آروزهایشان و برای خشکاندن خنده هایشان. باری به هر جهت، عمر طفل آزادی در ایران چنان کوتاه بود که ما را ناگزیر کرده است که امروز به غیر از خاطرات شیرین پیروزی، تجربیات تلخ سه دهه گذشته را نیز مشتاقانه با شما در میان بگذاریم به این امید که نهال آزادی در لیبی و مصر و تونس نخشکد و به جای آن علف هرزه استبداد نروید.


اکنون که از بالای تاریخ به روزهای پس از انقلاب نگاهی می اندازیم می بینیم که انقلاب ایران، خیلی زود به دست تفسیری خاص از مذهب که قائل به اقامه حکومت اسلامی بود  ربوده شد و رنگ مذهب آرام آرام بر آن غالب و قالب شد. گروهی مدعی اند که مذهبیزاسیون حکومت ایران در آغاز با هدفی خیر و برای دست یافتن به آرمان شهری مذهبی انجام گرفت اما حتی اگر این اینگونه هم  باشد، در اصل موضوع تغییری ایجاد نمی شود چرا که چنین فرایندی نتیجتا منجر به ظهور حکومتی فاسد گردیده که
مذهب را وسیله تجاوز و تعدی به حقوق مردم و زوال استعدادها و سرمایه های کشور قرار داده است. هر چند که در ابتدا مذهبیون می گفتند که ما قصد دخالت در حکومت را نداریم و حکومت را به مردم و منتخبینشان واگذار خواهیم کرد اما در ادامه چنان در همه عرصه های سیاسی اعمال نفوذ و قدرت نمودند که سرانجام، انقلاب ایران به یک دیکتاتوری مطلقه دینی ختم شد و اکنون پس از سی سال، می توان قضاوت کرد که نه تنها مردم ایران آزادی بیشتری بدست نیاورده اند، بلکه استبداد مطلقه مذهبی همه شئون انسانی مردم ایران را زایل نموده است. حکومت دینی ایران امروز به عنوان یک الگوی ناکارآمد در مقابل همه جنبش های آزادیخواهانه منطقه قرار گرفته است. ناکارآمدی سراب حکومت دینی وقتی مشخص می گردد که جمهوری اسلامی را با همه ابعادش به دقت مورد کنکاش قرار دهیم. چنین کنکاشی  تجربه سهمگین التقاط دین و حکومت را برای سایر ملت های منطقه و برای نسل های بعد مدون خواهد نمود تا از افتادن در ورطه هولناک استبداد دینی پرهیز کنند.

علاوه برعنصر مذهب و در کنارعواملی که انقلاب ایران را به انحراف کشاند، می توان از  رفتارهای حذفی گروههای سیاسی، توسل به خشونت و عدم اعتقاد واقعی به صندوق های رای و گفتگوهای آزاد یاد کرد. قرار دادن آزادی و دمکراسی و جمهوریخواهی به عنوان تنها خواسته و هدف حرکت مردم ایران می توانست از این انحرافات جلوگیری کند. 

هر موضوع دیگری که با آزادی و دمکراسی و جمهوریخواهی ترکیب و همراه شود، اولین گام برای انحراف خواسته های آزادیخواهانه برداشته می شود. ترکیب "جمهوریت" و "اسلامیت" نهایتا به رنگ باختن جمهوریت و غلبه اسلامیت می انجامد.  از همین روست که امروز باور داریم که اولویت بخشی به مطالبات مذهبی و تلاش برای ساخت حکومتی مذهبی با روکشی از جمهوریت،  اولین گام برای انحراف انقلاب مردم ایران بود. چه تضمینی برای ادامه حیات همه گروههای فکری و سیاسی و حتی گروههای مذهبی، از این بالاتر که تنها و تنها آزادی و دمکراسی و جمهوریخواهی نصب العین و خواسته مشترک همه جریانهای سیاسی قرار گیرد؟ هر زائده ای که به شعار "آزادی و دمکراسی و جمهوریخواهی" اضافه گردد می تواند مقدمه ساز حذف گروههایی از جامعه و انحراف حرکت های آزادیخواهانه مردم شود. چه خام است که حذف یک گروه سیاسی مخالف، پیروزی گروه سیاسی مقابل تلقی شود، چرا که وقتی ماشین حذف به راه افتد دیگر توقفی برای آن نمی توان متصور شد و یقینا روزی حذف کننده خود در مقام حذف شونده قرار می گیرد و چنان خواهد شد که مملکت در بحرانها و تنشهای دائمی برای حذف تک تک گروهها و تحقق اقتدارگرایی فروخواهد رفت  و رقابتهای فاسد و ناسالم قاعده بازی های سیاسی کشور خواهد شد.



نکته دیگری که باید در نظر داشت این است که بخشی از انحرافات انقلاب ایران از آنجا آغاز شد که مردم با به ثمر رسیدن انقلاب، کار را تمام شده تلقی کردند و به خانه ها بازگشتند. صاحبان امر نیز با سواستفاده از غیبت مردم، این اعتماد تام  را به بدترین نحو ممکن پاسخ گفتند و در امانتی که بدانها سپرده شد خیانت نمودند.  مردم زمانی دانستند که اعتماد بی دلیلشان مورد سواستفاده قرار گرفته است که دیگر خیلی دیر شده بود و جریانهای ناسالم در همه ارکان حکومت نفوذ کرده بودند. فساد ساختاری که امروز در تار و پود حکومت ایران جریان دارد همه اهداف اولیه انقلاب را زیر سوال برده، آنگونه که حتی می توان ادعا نمود که دوران پیش از انقلاب از جهاتی به شرایط کنونی رجحان دارد. پس آگاه باشید که برانداختن حاکم فاسد، آغاز راه است و نه پایان آن. دستیابی به اهداف آزادیخواهانه، مستلزم حضور مستمر و مراقبت مردم و گروههای سیاسی است.



امید داریم،  که با نقش فعال مردم و گروههای سیاسی، انقلاب مردم تونس و مصر و لیبی به آفت سطحی گری، مذهب، حذف، و خشونت دچار نشود و الگویی از دمکراسی خواهی  را به تصویر کشد که برای مردم استبدادزده منطقه، امید بیافریند  و دیکتاتورها و کودتاگران حاکم بر منطقه را به لرزه اندازد.


جنبش سبز ایران را در شادی پیروزی درخشانتان سهیم بدانید. امید داریم که در آینده ای نه چندان دور، ما مردم ایران، شما مردم لیبی و مصر و تونس و همه مردم منطقه شکست دیکتاتورها و پیروزی اراده مردم را جشن بگیریم.
-------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت: این مطلب را پیش از این خطاب به مردم مصر نیز نوشته بودم که  با تغییراتی، آنرا خطاب به مردم مصر و تونس و لیبی بازنشر نمودم. بازنشر این مطلب بنا به فراخوان جمعی از وبلاگ نویسان برای نگارش نامه ای به مردم لیبی و هشدار دادنشان به خطر استبداد دینی انجام دادم. نسخه ای از این مطلب را نیز پیش از این با تغییراتی در سایت جرس منتشر نموده ام.

« فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی »

مهر ۲۳، ۱۳۹۰

دسترسی آزاد به دنیای اطلاعات، یکی از حقوق بنیادین بشر امروزی به‌شمار می‌آید. در این می‌ان، اینترنت و به تبع آن، فضای وبلاگ‌های شخصی مسیری روشن به سوی تحقق این حق حیاتی و گسترش آزادی بیان گشوده است. حکومت‌های خودکامه علاوه بر محدود کردن همهٔ رسانه‌ها و ابزارهای خبررسانی مستقل، دستگیری و شکنجهٔ خبرنگاران و نویسندگان، به سرکوب، سانسور و فیلترینگ در فضای اینترنت نیز پرداخته‌اند و فعالان این عرصه من‌جمله وبلاگ نویسان را با مشکلات جدی مواجه ساخته‌اند. در چنین شرایطی، مسئولیت انسانی ما حکم می‌کند که از آزادی بیان در فضای حقیقی و مجازی و حق دسترسی افراد و ملت‌ها به دنیای آزاد اینترنت دفاع نموده و از وبلاگ‌نویسانی که قربانی سیاست‌های سرکوبگرانهٔ دولت‌های خودکامه شده‌اند بصورت جدی حمایت نماییم.

از این‌رو، جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی از تمامی وبلاگ‌نویسان، کنشگران مدنی و نهادهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه، دعوت می‌نمایند تا پویشی فعالانه در جهت حمایت از وبلاگ‌نویسان در بند شکل دهند و همبستگی و همراهی خود را با آن‌ها اعلام نمایند. وبلاگ نویسان ایرانی از این جهت آغازگر این دعوت شده‌اند که هم اکنون با شرایط بسیار دشواری مواجه هستند و تعداد زیادی از وبلاگ نویسان ایرانی از جمله کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی، محمدصدیق کبودوند و سخی ریگی و بسیاری دیگر در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران و تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها به سر می‌برند. یادآوری می‌کنیم که سایر وبلاگ‌نویسان نیز همواره در معرض تهدیدهای نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند. این سرکوب البته محدود به ایران نمی‌شود و در برخی دیگر از کشورهای دنیا که گرفتار حکومت‌های دیکتاتوری هستند نیز وضعیتی مشابه حاکم است. علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، کشورهایی همچون برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان نیز از دشمنان آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در اینترنت به شمار می‌روند و از طریق سرکوب و زندانی کردن فعالان فضای مجازی، گسترش سانسور در اینترنت و ایجاد اختلال و کندی در آن، محیط اینترنت را به شدت کنترل می‌کند.
امید رضا میر صیافی، وبلاگ نویس بازداشت شده توسط نهادهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی ایران، در سال ۲۰۰۹ میلادی در زندان گوهردشت بر اثر فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی به قتل رسیده است و جهان هنوز قتل محمد نبوس در لیبی و زکریا راشد حسن العشیری در بحرین را در زندان‌های کشورهای متبوعشان در جریان جنبش آزادی‌خواه کشورهای عربی فراموش نکرده است. بی‌تردید کنشگران وب و وبلاگنویسان بسیاری هم بدون این‌ که نامی از آن‌ها آورده شود، ناشناخته و گمنام، تهدید، زندانی، شکنجه و کشته شده‌اند.
لذا ما پیشنهاد می‌کنیم روز۱۶ نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با وبلاگ‌نویسان زندانی نامگذاری شده، از ابزار‌های و ظرفیت‌های ممکن برای خبررسانی دربارهٔ اوضاع وبلاگ نویسان زندانی در ایران و سراسر دنیا حداکثر بهره برداری و از اهرم‌های موجود برای آزادی آن‌ها استفاده شود.
همچنین از بلاگر‌ها، فعالین حقوق بشری و مدنی و سازمان‌ها و انجمن‌ها و وب سایت‌ها می‌خواهیم به این حرکت و فراخوان بپیوندند و برای نشر آن، هر گونه که مایلند، از طریق ترجمهٔ این اطلاعیه و سایر اخبار مربوط، ساختن کلیپ یا انعکاس آن در رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری به پیشبرد اهداف این برنامه کمک نمایند. همچنین چنانچه اطلاعاتی از وبلاگ‌نویسان زندانی در هر گوشه‌ای از جهان دارند، در اختیار سازمان دهندگان این برنامه قرار دهند و خود نیز نسبت به اطلاع‌رسانی درباره نقض این حقوق اولیهٔ انسانی اقدام نمایند.
امیدواریم که همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی، بتواند نسبت به اطلاع رسانی درباره وضعیت آن‌ها موثر واقع‌شود و نهایتا فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی منجر به آزادی و یا حداقل بهبود وضعیت آن‌ها شود.
کمیته همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی
برای پیوستن به امضاکنندگان می‌توانید فرم زیر را پر کنید:
https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?formkey=dDUtR3NINGJ4WmNmRzc4OXZPUDlRMkE6MQ
برای ارائه ‌ی پیشنهادات و ارتباط با کمیته هماهنگی، می‌توانید با ما تماس بگیرید:
e-mail : Solidaritywitharrestedbloggers@gmail.com
Blog: http://www.Solidaritywitharrestedbloggers.wordpress.com
Facebook: http://www.facebook.com/pages/Solidarity-with-arrested-bloggers/125766367526538